چاشت خوردن

لغت نامه دهخدا

چاشت خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) طعام خوردن بهنگام چاشت. صبحانه یا ناهار خوردن. هنگام چاشت غذا خوردن: تَغَدّی؛ چاشت خوردن. تَضَحّی؛ خورد در وقت چاشت. ( منتهی الارب ):
چون با پدرت چاشت خورد گیتی
ناچار خورد با تو ای پسر شام.ناصرخسرو.رنجه ای تا برخت چاشت خورم
که فلک بر دل من چاشت خور است.خاقانی.صبح تو شام گشت و فلک با تو چاشت خورد
تو همچنان در آرزوی شام و چاشتی.خاقانی.

فرهنگ فارسی

طعام خوردن بهنگام چاشت. صبحانه یا ناهار خوردن. هنگام چاشت غذا خوردن.

جمله سازی با چاشت خوردن

💡 و چون از چاشت خوردن فارغ شديم مرا طلبيد و گزارشاحوال مرا پرسيد و چون قصّه مرا شنيد، فرمود كه: (مى خواهى بهاهل خود برگردى ؟)

💡 298 - امام صادق عليه السلام فرمود: امام سجاد عليه السلام در حالى كه بر الاغىسوار بود به گروهى كه بيمارى خوره داشتند و درحال چاشت خوردن بودند گذر كرد آنان حضرت را به چاشت دعوت كردند. حضرت فرمود:اگر روزه نبودم دعوت شما را اجابت مى كردم. (حضرت از آنان خداحافظى نمود) و وقتىكه به منزل رسيد دستور داد غذايى آماده كردند و فرمود كه آن را نيكو بپزند سپس آنبيماران جذامى را به طعام دعوت كرد و همراه آنان به خوردن نشست.

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز