پیوند جانی
مترادفها
وابستگی، تعلق
متضادها
جدایی، بیگانگی
لغت نامه دهخدا
پیوند جانی. [ پ َ / پ ِ وَ دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) پیوند روحانی. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
پیوند روحانی
جمله سازی با پیوند جانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هر دمی باید که جانی باشدت پیوند جان گرچه باید کرد جان خویش بر جان توام
💡 آن دو دوست از سالهای کودکی با هم بزرگ شدهاند و پیوند جانی عمیقی میان آنها برقرار است که هیچگاه با گذشت زمان از بین نمیرود.
💡 مادر و فرزند میان خود پیوند جانی ناگسستنی دارند که حتی در سختترین لحظات زندگی نیز میتواند به آنها قدرت و توان برای ادامه دادن بدهد.
💡 عشق میان دو عاشق واقعی فراتر از یک احساس ساده است و نوعی پیوند جانی ایجاد میکند که تمام وجود آنها را با هم متحد میسازد.