لغت نامه دهخدا
پیروزه قبا. [ زَ / زِق َ ] ( اِ مرکب ) قبای برنگ فیروزه. آبی. کبود. || ( ص مرکب ) دارای قبای فیروزه رنگ:
خوش است بدیدار شما عالم ازیرا
حوران نکوطلعت و پیروزه قبائید.ناصرخسرو.
پیروزه قبا. [ زَ / زِق َ ] ( اِ مرکب ) قبای برنگ فیروزه. آبی. کبود. || ( ص مرکب ) دارای قبای فیروزه رنگ:
خوش است بدیدار شما عالم ازیرا
حوران نکوطلعت و پیروزه قبائید.ناصرخسرو.
۱-( اسم ) قبای برنگ فیروزه قبای آبی. ۲- ( صفت ) دارای قبای فیروزه رنگ: خوش است بدیدار شما عالم ازیرا حوران نکو طلعت و پیروزه قبایید. ( ناصرخسرو )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بر قبای شامی پیروزهگون چو ماه بر سر کلاه شمعی زرکش چو آفتاب
💡 بدارالملک بستان در وشاقان ریاحین را قبا از لعل و پیروزه کلاه از کهربا باشد