پی دان
لغت نامه دهخدا
پیدان. ( اِخ ) ده کوچکی از دهستان کرارج بخش حومه شهرستان اصفهان واقع در 15 هزارگزی جنوب خاوری اصفهان و 1 هزارگزی راه کرارج ببراگون. جلگه، معتدل. دارای 76 تن سکنه. آب آن از زاینده رود. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت. راه آن فرعی است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
جمله سازی با پی دان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بینایی هر دیدهٔ بینا همه او بین زیبایی هر چهرهٔ زیبا همه او دان
💡 دم عشق ازل زن همچو منصور یکی بین و یکی دان شیخ مشهور
💡 نمی دانی که من بر دل چه دارم وز آن جان و جهان حاصل چه دارم
💡 تو هم گوئی و هم یاری ندانی وگر دانی در آن حیران بمانی
💡 مملکت کان مینماند جاودان ای دلت خفته تو آن را خواب دان
💡 بسی گفتم مده خود را به صورتهای بی معنی ز پیش ما برو ای دل تو دانی هر چه خواهی کن