لغت نامه دهخدا
پشت پا خاریدن. [ پ ُ دَ ]( مص مرکب ) پا پشت پای...؛ کنایه از شاد شدن و خوش آمدن و خوشحال گردیدن باشد. ( برهان قاطع ):
اینکه او پشت دست میخاید
همه را پشت پای میخارد.انوری.
پشت پا خاریدن. [ پ ُ دَ ]( مص مرکب ) پا پشت پای...؛ کنایه از شاد شدن و خوش آمدن و خوشحال گردیدن باشد. ( برهان قاطع ):
اینکه او پشت دست میخاید
همه را پشت پای میخارد.انوری.
( مصدر ) شاد شدن خوش آمدن. خوشحال گردیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آرى گاه انسان عاشقانه به دنبال حقيقتى مى دود، ولى هنگامى كه به آن رسيد و آن رامخالف منافع شخصى خود ديد بر اثر هوا پرستى به آن پشت پا مى زند و آن را وداعمى گويد بلكه گاه به مخالفتش برمى خيزد.
💡 از گرانباری حسرت بس که سنگین می رود در ره او کوه پنداری به پشت پای ماست
💡 بیدل از قافلهٔ کنفیکون نتوان یافت بار جنسی که توان زحمت پشت پا کرد
💡 نیست مانند صدف دل بستگی با گوهرم می زنم بر بحر پشت پای استغنا چو موج
💡 با وفات رسول خدا(ص )، عرب به اسلام پشت پا زد و مرتد شد، مگر مردم ساكنمسجدين، يعنى مكه و مدينه ! (660)
💡 زیرپوش:زیرپوش مورد استفاده زنان این منطقه ساده و معمولاً رنگی متناسب با لباس رو میباشد که از گردن تا پشت پا را در بر میگیرد.