پر و پوچ

لغت نامه دهخدا

پر و پوچ. [ پ َ رُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) پوچ.

فرهنگ فارسی

۱-میان تهی جوف.۲- میوه یا دانه ای که میان. آن خالی باشدبی مغز.۳- بیفایده بیهوده.۴-بی معنیمزخرفحرف پوچ.۵- بلیط یا قرعه ای که برنده نباشد.۷- بدون اخلاق حسنه بی مردانگی. یا هیچ و پوچ. هیچ.

جمله سازی با پر و پوچ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ناگهان تیرخواسان حوادث ز کمین قلم سهو به طغرای پر و کم زده‌اند

💡 جبریل نگهدار قدم منزل عشق است ترسم که بسوزد زشعاعش پر و بالت

💡 من بی کس ندارم این پر و بال نمی‌دانم تو می‌دانی بگو حال

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز