پر مناعت
مترادفها
متکبر، خودبین
متضادها
فروتنی، تواضع
لغت نامه دهخدا
پرمناعت. [ پ ُ م َ ع َ ] ( ص مرکب ) که مناعت بسیار دارد. و از مناعت در تداول عوام فارسی زبان کبر خواهند. لکن درعربی مناعت از صفات ممدوحه و بمعنی عزّت نفس است.
فرهنگ فارسی
( صفت ) که عزت نفس بسیار دارد.
جمله سازی با پر مناعت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جوان و شرافت دوستى <>جوانان به طور طبيعى عاشق سربلندى و مناعت طبع هستند و از چيزى كه باعث كمترين ذلتو تحقيرشان گردد، سخت گريزان و متنفرند.
💡 به اعتراف دوست و دشمن، مسلم سمبل افتخارات جاودانه، تماممراحل زندگى و پيكار خود را تا آستانه مرگ، به سربلندى و مناعت طبع و استوارىپيمود.
💡 انفاق خالصانه و توام با عز و احترام، شايسته تهى دستان با شرافتى است كه در راهاعلاى حق به مضيقه افتاده اند و اكنون بر اثر ناتوانى، قدرت كار و فعاليت ندارند.به قدرى عفيف اند كه اگر كسى از وضع واقعى آن ها آگاه نباشد، غنى و ثروتمندشانمى پنداررد. اينان با عزت نفس و مناعت طبعى كه دارند، هرگز بهذل سوال تن نمى دهند و از مردم تقاضاى عجزآميز نمى كنند.
💡 و از اينجا اين معنا روشن مى شود كه جمله (بالاثم ) متعلق به جمله: (اءخذته...) نيست،تا در نتيجه حرف (با) در آن باء تعديه، و معنا چنين باشد: (عزت او را وادار به گناه وبه اين مى كند كه امر به تقوا را به عكس العملى ناخوشايند پاسخ دهد) و يا باءسببيت و معنا چنين باشد: (عزت و مناعت، به سبب اثم و گناه در او پيدا شد كه مرتكبگرديد).
💡 ای صفار همانا که عزت و مناعت طبع برای تو کافی است که بدان شادمان میشوی و بدان وسیله فرماندهی سپاه میکنی، سوار بر شترهایی هستند و درک نمیکنند گویی که سوار بر شتری است که اسیری را رهبری میکند.
💡 اين زياد از سرافرازى و مناعت طبع، آنهم در آستانه شهادت، در شگفت ماند و در برابرشخصيت والاى اين قهرمان، خود را باخت و نا آگاه درباره اين قربانى عظيم گفت: آياهنگام مرگ نيز افتخار مى كند؟!(340).