لغت نامه دهخدا
پرفسادی. [ پ ُ ف َ / ف ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی پرفساد.
پرفسادی. [ پ ُ ف َ / ف ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی پرفساد.
حالت و چگونگی پر فساد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرایط چنین فسادی معمولاً در جایی اتفاق میافتد که افراد احساس مسئولیت نمیکنند و اعتمادشان را به نظام عدالت کیفری از دست میدهند. این شرایط میتواند با تکبر و ضعف نظارت همراه شود.
💡 در حلقه زنار فسادی ندهد روی پرهیز که در حلقه اصحاب نباشی
💡 در این اپیزودها جک متوجه میشود که تونی قصد دیگری دارد و میخواهد با نابودی افراد سر راه خود انتقام مرگ میشل را از عوامل فسادی که در دولت آمریکا نفوذ داشتند بگیرد ولی جک متوجه میشود و مانع تونی میشود، همچنین جک در این فصل در جریان عملیاتی (با کمک تونی) در معرض گازهای خطرناک قرار میگیرد و آلوده میشود که در آخر فصل با انجام عملی با استفاده از سلولهای وراثتی درمان میشود و زنده میماند.
💡 کلمان ارتباط خوبی با دهه ۲۰ و طلایی ادبیات آلمان دارد. مفهوم تباهی و فسادی که در آغاز قرن بیست و بخصوص پس از جنگ جهانی در آلمان مطرح میشده در این رمانها مطرح میکند، یعنی هنر راه ابتذال را در پیش میگیرد. در این راستا هنرمند کسی نیست که به تعالی، جمال و کمال برسد، بلکه فردی است که دچار سقوط و تباهی میشود.
💡 در سیستمهای مبتنی بر پشتیبانی مانند ایالات متحده و کانادا در قرن نوزدهم، سیاستمداران برنده سیاستمداران محلی را که پایگاه پشتیبانی آنها بودهاند جایگزین بوروکراسی میکنند (سیستم غنائم). اصلاح خدمات مدنی برای زدودن فسادی که در خدمات دولتی بود به وجود آمد. این سیستم غنائم در بعضی کشورهای کمتر توسعه یافته به شدت برقرار است.