لغت نامه دهخدا
پرروشنان. [ پ َ ش َن ْ نا ] ( ص ) مصحف ویرویشنیکان. مؤمنان. رجوع به بَررَوِشنان و پرپروشان شود.
پرروشنان. [ پ َ ش َن ْ نا ] ( ص ) مصحف ویرویشنیکان. مؤمنان. رجوع به بَررَوِشنان و پرپروشان شود.
مصحف ویرویشنیکان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وز پی نظّارۀ خیل تو زین مینا تتق روشنان بر بام سقف هفت طارم آمده
💡 این گنده پیر دنیا چشمک زند ولیکن مر چشم روشنان را از وی ملال گیرد
💡 کبریای عشق بادا بینوایان را حرام روشنان چرخ را گر زیور افسر کنند
💡 تا فلک گفتا ز نعل مرکبانش من بهم روشنان خاک سیاهش در دهان افشاندهاند
💡 روشنان فلکی را اثری در ما نیست حذر از گردش چشم سیهی باید کرد
💡 ما سر تیره بختی خود را نیافتیم تا روشنان عالم بالا چه دیده اند