پر اندوهی

مترادف‌ها

غمگینی، اندوه فراوان

متضادها

شادی، خوشحالی، شادمانی، سرور

لغت نامه دهخدا

پراندوهی. [ پ ُ اَ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی پراندوه.

فرهنگ فارسی

حالت و چگونگی پر اندوه

جمله سازی با پر اندوهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و گفت: در جوانمردان اندوهی بود که بهر دو جهان درنگنجد و آن اندوه آنست که خداوند تا او را یاد کنند و بسزای او نتوانند.

💡 از دور چادر بزرگ سفید درپوش پدرم را که در میان دشت برافراشته بود، دیدم و اندوهی جان‌کاه به من دست داد و کوهی از غم بر دلم نشست.

💡 خوشا جانی که اندوهی فرو گیرد سراپایش ز نومیدی توان پرسید لطف انتظار ما

💡 پس از عمل دو روزی حالش بهترشد ولی شب دوم به ناگاه درگذشت و اندوهی بزرگ گریبان کسروی را گرفت..

💡 6- ناله ام بلند شد و اندوهی بی پایان وجودم را فراگرفت و اشکهایم سیل به دامانم بستند.

💡 در آن شب تاریک و سرد، شعری با پر اندوهی بسیار زیاد سروده شد که اشک را از چشم شنوندگان جاری می‌کرد.

💡 او با نگاهی پر اندوهی به خانه‌ای قدیمی می‌نگریست که زمانی پر از صدای خنده و شادی اعضای خانواده بود.

💡 نویسنده با استفاده از توصیفات بسیار دقیق، فضای پر اندوهی را در داستان خود خلق کرد که خواننده را کاملاً تحت تأثیر قرار داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران