پایش انتخابات
مترادفها
نظارت بر انتخابات
فرهنگستان زبان و ادب
{election monitoring} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] مشاهدۀ فرایند انتخابات توسط افراد یا سازمان های بی طرف داخلی یا خارجی و مداخله در آن درصورت وقوع تخلف
ویکی واژه
مشاهدۀ فرایند انتخابات توسط افراد یا سازمانهای بیطرف داخلی یا خارجی و مداخله در آن درصورت وقوع تخلف.
جمله سازی با پایش انتخابات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پسر کوچک ترش علی، که به مادرش سواد میآموزد در بحبوحه انتخابات مجلس ششم، به مسائل سیاسی کشورش علاقهمند است و در فعالیتهای انتخاباتی شرکت دارد و هر از گاهی پایش به کلانتری کشیده میشود.
💡 نهادهای غیردولتی هم میتوانند با استفاده از زور، تهدید کلامی یا فریب که باعث رأیدهی یا شمارش نادرست میشود بر نتایج انتخابات تأثیر بگذارند. یکی از وظایف حکومتها در کشورهایی که سنت دیرینهای در برگزاری انتخاباتهای آزاد و عادلانه دارند پایش و جلوگیری از هر گونه تقلب در انتخابات است. مشکلاتی که میتوانند باعث غیرآزاد و ناعادلانه شدن انتخابات شوند شکلهای مختلفی دارند:
💡 ناظران بینالمللی با حضور در مراکز اخذ رأی، به پایش انتخابات و بررسی صحت فرآیند برگزاری آن برای تضمین شفافیت دمکراتیک میپردازند.
💡 سازمانهای مدنی و نهادهای نظارتی وظیفه دارند با پایش دقیق انتخابات، از رعایت قوانین انتخاباتی و جلوگیری از هرگونه تخلف یا تقلب اطمینان حاصل کنند.
💡 پایش انتخابات در سطح محلی و ملی، یکی از ارکان اصلی در ایجاد اعتماد عمومی نسبت به نتایج نهایی فرآیند تصمیمگیری سیاسی است.