پای خسته

لغت نامه دهخدا

پای خسته. [خ َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) بمعنی پای خست باشد و آن هرچیزی است که در زیر پای کوفته شده باشد. ( برهان ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) پای خست پای خسته
بمعنی پای خست باشد و آن هر چیزی است که در زیر پای کوفته شده باشد

جمله سازی با پای خسته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بند اندر گردن من بسته بود گرچه سر تا پای کلی خسته بود

نیلی یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز