لغت نامه دهخدا
پاکی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تطهﱡر.
پاکی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تطهﱡر.
( مصدر ) تطهیر ٠
تطهر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنظر میرسد که آموزههایی دربارهٔ پاکی و فساد ناپذیری بدن قهرمانان به این پدیده مرتبط هستند. شاید، این نیز برای ممانعت از دنبال کردن و جمعآوری بقایای بدن قهرمان هااست. در حالی که اگر ناپدید شوند با ایمنی محافظت میشوند
💡 چهارشنبه سوری که در سایر مناطق کشور در آخرین سه شنبه سال برگزار میشود از قدیم در این منطقه از قدیم جایگاهی نداشته و در چند سال اخیر بین جوانان اجرا میشود اما از قدیمالایام در این منطقه شب قبل از نوروز بر روی بام خانهها رفته یا در حیاط و کوچهها آتشی به احترام زرتشت و روشنایی و آیین باستانی مرسوم ایرانیان برپا میکنند و اعتقاد دارند که آتش نشانه پاکی و برکت خداوند است. این جشن را آگر نوروز (آتش نوروز گویند) در سالهای اخیر هم آگر نوروز با تغییر چهره بسیاری از جشنهای ایرانیان مانند چهارشنبه سوری که با روشن کردن آتش و پریدن از روی آن همراه بود تغییر کرده و جوانترها غیر از روشن کردن از انواع ترقه و مواد منفجره دیگر در این جشن باستانی استفاده میکنند.