پاپی شدن

لغت نامه دهخدا

پاپی شدن. [ پ َ / پ ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) پاپی شدن امری را؛ اصرار ورزیدن در آن. دنبال کردن آن.

فرهنگ فارسی

( مصدر )۱- پاپی شدن در امری.اصرار ورزیدن ۲ - امریرا دنبال کردن تعقیب کردن. ۳ - پاپی شدن کسی را. ایراد گرفتن بر او اذیت کردن وی ایذا.
پاپی شدن امری را اصرار ورزیدن در آن

جمله سازی با پاپی شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او بعد از تعیین پدرش به مقام پاپی، به مقام کاردینالی رسید. بعد از کشته شدن برادرش در سال ۱۴۹۸ او اولین کسی بود که از مقام کاردینالی استعفا داد. پدرش او را در ایالات پاپی به مقامی بالاتر از شاهزاده منصوب کرد. اما بعد از مرگ پدرش از گرفتن قدرت ناتوان ماند.

💡 بعد از آن اتفاق پاپیون به جزیره ای دور افتاده به نام جزیره شیطان منتقل شده و در آن جا مجدداً با دوست قدیمی اش دگا، که مدت‌ها است رؤیای آزاد شدن را فراموش کرده هم‌بند می‌شود.

💡 ام‌بی‌سی ۳ شروع به پخش برنامه‌های نیکلودئون پس از بسته شدن نیکلودئون عربی در سال ۲۰۱۱ کرد. برنامه‌هایی مانند تی.یو.اف.اف. پاپی، والدین نسبتاً عجیب و غریب و باب‌اسفنجی شلوارمکعبی نیز از این شبکه دوبله و پخش می‌شوند.

نشانه یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز