فرهنگ معین
( ~ حَ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) زاییدن.
( ~ حَ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) زاییدن.
زاییدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مـورد ايـن بـرنـامه جنايتبار فرعونيان داستانها گفته اند، بعضى مى گويند فرعوندسـتـور داده بود كه زنان باردار بنى اسرائيل را دقيقا زير نظر بگيرند، و تنها قابلههـاى قـبـطـى و فرعونى مامور وضع حمل آن بودند، تا اگر نوزاد پسر باشد فورا بهمقامات حكومت مصر خبر دهند و جلادان بيايند و قربانى خود را بگيرند.
💡 بلى هنگامى وضع حمل كه مادر مرگ را آشكارا در برابر چشمانش مى بيند و از شدت دردو فرياد سر مى دهد و گاهى رنگ مرده به خود مى گيرد، با رفتار و حركات عادىفرزندان قابل جبران نيست، چه بسا مادرانى كه قربانى فرزندان خود شده اند، و ازشدت درد و ناراحتى در هنگام تولد فرزندانشان جان باخته اند.
💡 من قبل از طلاق وضع حمل كرده ام و الان در عده هستم (يعنى مثلا بايد نفقه سه ماه مرابپردازى ) يا عكس اين باشد بعيد نيست بگوئيم در هر دو صورتقول زن مقدم است كه در يكى ادعاء بقاء عده را مى كند و در ديگرى ادعاى بيرون شدن ازآنرا، و اين تقديم قول زن را مطلق بدانيم يعنى چه در صورتى كه بر تاريخ يكى ازدو حادثه اتفاق داشته باشند يا نه.
💡 درد زائيدن او به سوى درخت خرماى خشگ شده اى كشانيد. در آن بيابان، بدون قابله ومددكار، رنج وضع حمل را تحمل كرد و كودك زيبايش ولادت يافت. از فشار غم واندوه اينجمله رابر زبان راند: اى كاش پيش از اين ساعت مرده بودم و جزء فراموش شدگانمحسوب مى شدم.