واحد ضبط ویدئویی
مترادفها
دستگاه ضبط ویدئو
فرهنگستان زبان و ادب
{video tape recording unit} [سینما و تلویزیون] واحدی که تجهیزات و دستگاه های ضبط ویدئویی در آن مستقر شود * در زبان فارسی برای این واحد تلویزیونی "واحد امپکس" به کار رفته است.
ویکی واژه
واحدی که تجهیزات و دستگاههای ضبط ویدئویی در آن مستقر شود
جمله سازی با واحد ضبط ویدئویی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این امر در هر صورت یک فقدان صلاحیت محسوب میشد، چرا که شامل مشکلاتی در زمینه رنگ بود که با معرفی دستگاههای ضبط ویدئویی در اواخر دهه ۵۰ این مشکلات شدت پیدا کرد. از آنجا که در آن زمان استودیوهای پخش برنامههای تلویزیونی دولتی بودند، انگیزههای تجاری نیز کمتر مطرح بود.
💡 تمام فایلهای مربوط به دوربینهای مداربسته باید در واحد ضبط ویدئویی ذخیره شوند تا در صورت بروز هرگونه حادثه، قابل بازبینی و بررسی باشند.
💡 مدیر فنی دستور داد که تمامی تجهیزات جدید مربوط به واحد ضبط ویدئویی به دقت بازبینی و در جای مناسب خود نصب شوند.
💡 کارشناسان در واحد ضبط ویدئویی مشغول بررسی تصاویر ضبط شده بودند تا علت اصلی وقوع تصادف در تقاطع اصلی شهر را پیدا کنند.