وا خریدن
متضادها
فروختن
لغت نامه دهخدا
واخریدن. [ خ َ دَ ] ( مص مرکب ) خریداری کردن. || بازخریدن. دوباره خریدن. ( ناظم الاطباء ):
وآنکه خواهی از بلایش واخری
جان او را در تضرع آوری.مولوی.که نه مجنون است یاری چون برید
از کسی که جان او را واخرید.مولوی.تا مگر زین جنگ حقت واخرد
در جهان صلح یکرنگت برد.مولوی.گر چه چون نشفش کند تو قادری
کش از ایشان واستانی واخری.مولوی ( مثنوی چ خاور ص 39 ).افتداء، خویشتن را واخریدن. ( زوزنی ).
فرهنگ فارسی
(مصدر ) ۱ - باز خریدن دوباره خریدن. ۲ - خریداری کردن: (( و انکه خواهی از بلایش و اخری جان او را در تضرع آوری... ) ) ( مثنوی )
جمله سازی با وا خریدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مردمی کن قدری، چند درشتی و جفا؟ گل خرد هر که بود، خار خریدن نتوان
💡 بیجهد بر نیاید، جان عزیز باید جان عزیز دادن، یوسف به جان خریدن
💡 با وجود آن که موضوع فیلمنامه درباره کار کردن لئوپولد با کامیوناش در خیابانهای شهر و هدیه خریدناش برای همسر و فرزندش است و این موضوع جدیدی برای یک فیلمنامه نیست اما حوادث در سکانسها دارای تنوع هستند و این بر جذابیت فیلمنامه میافزاید.
💡 این شرکت پس از خریدن شرکت هواپیمایی ایرترن ایرویز، بویینگهای ۷۳۷–۷۰۰ شرکت ایرترن ایرویز را به ناوگان خود اضافه کرد؛ ولی بوئینگهای ۷۱۷ شرکت ایرترن ایرویز را وارد ناوگان خود نکرد و آنها را به شرکت هواپیمایی دلتا ایرلاینز انتقال داد.
💡 دل ما را ز سر کوی فنا ای دل و دین به یکی بوسه ز لب باز خریدن سهلست
💡 میِندزیزدرویه (لهستانی: Międzyzdroje؛ تلفظ لهستانی: ['mʲɛnd͡zɨˈzdrɔjɛ]) یک شهر تفرجگاهی ساحلی در شمالغربیترین نقطه لهستان است. از نیمه قرن نوزدهم سران دولت اروپایی شروع به خریدن املاک در این نقطه کردند تا در تابستانها از آب گرم این منطقه برای شنا و آبتنی استفاده کنند.