لغت نامه دهخدا
هی بن بی. [ هََ ی ْ ی ُ ن ُ ب َی ی ] ( ع اِ مرکب ) هیان بن بیان. کنایه است از آنکه او را و پدرش را کسی نشناسد. گویند: ماادری أی هی بن بی هو؛ أی أی الخلق هو. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
هی بن بی. [ هََ ی ْ ی ُ ن ُ ب َی ی ] ( ع اِ مرکب ) هیان بن بیان. کنایه است از آنکه او را و پدرش را کسی نشناسد. گویند: ماادری أی هی بن بی هو؛ أی أی الخلق هو. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
و هیان بن بیان کنایه است از آنکه او را و پدرش را کسی نشناسد
💡 یکی را به بستر برآید زمان همی رفت باید ز بن بیگمان
💡 در ایران چو باشم ز بن بی پدر چرا بایدم بست آنجا کمر