لغت نامه دهخدا
هوس شدن. [ هََ وَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) به هوس آمدن. آرزو و خواهانی یافتن:
طبع تو را تا هوس نحو شد
صورت علم از دل ما محو شد.سعدی.
هوس شدن. [ هََ وَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) به هوس آمدن. آرزو و خواهانی یافتن:
طبع تو را تا هوس نحو شد
صورت علم از دل ما محو شد.سعدی.
بهوس آمدن آرزو و خواهانی یافتن
💡 اين آيه و عمل رسول اكرم و فرمايش امام عليه السلام، ضمن اينكه مى رساند كه مىخواهند مسلمانان توانا، نيرومند و قوى باشند، به اهميت دادن و توجه نمودن به تهيهوسائل و ابزار جنگى و مجهز شدن به سلاح روز سفارش مى نمايند، تا در سايه قدرتايمان و برخوردار از سلاح هاى مدرن و پيشرفته بتوانند پوزه مخالف و متجاوز را بهخاك زنند و چنان درس عبرت بدهند تا نه تنها ديگران هوس بيجا و نادرست را نكنند كهاز ترس، خواب در چشمانشان نيايد و از خوف، خوش آمد گويى مسلمين گردند، زيرا ديناسلام آئين عزت آور و عزيز پرور است.
💡 حال ممكن است سئوال فلاح چيست ؟ فلاح نوعى آزادگى و رها شدن از قيد و بندهاى گناه ورهائى از اسارت در بند هوا و هوس است، پس شح نفس يعنىبخل نسبت به مال و حرص نسبت به مال دنيا باعث ذلت و بردگى و اسارت مى شود.