نیکو گوشت

لغت نامه دهخدا

نیکوگوشت. ( ص مرکب ) فربه: شطبه؛ اسب نیکوگوشت. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

فربه

جمله سازی با نیکو گوشت

💡 وصف او زیر علم نیکو نیست هرچه در گوشت آمد آن او نیست