نمک الوده
مترادفها
نمکآلود، شور
لغت نامه دهخدا
( نمک آلوده ) نمک آلوده. [ ن َم َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) چیزی که آن را در نمک غلطانیده باشند. ( آنندراج ). به نمک آغشته. که آن را در نمک خوابانده یا نمک بر آن پاشیده باشند:
آنم که غم دل به دو عالم نفروشم
زخم نمک آلوده به مرهم نفروشم.تأثیر ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( نمک آلوده ) چیزی که آن را در نمک غلطانیده باشند ٠
جمله سازی با نمک الوده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرسوده گشتم از کف هر کوب چون نمک آلوده گشتم از دهن خلق چون خلال