نفیر زن

مترادف‌ها

بانگ‌زن، فریادزن

متضادها

آرام‌بخش

لغت نامه دهخدا

نفیرزن. [ ن َ زَ ] ( نف مرکب ) نفیرچی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نفیرچی شود.

فرهنگ فارسی

نفیر چی.

جمله سازی با نفیر زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رسید ناله سعدی به هر که در آفاق هم آتشی زده‌ای تا نفیر می‌آید

💡 کس را وقوف نیست بجز نی ز همدمان کز دست هجر کیست نفیر و فغان من

💡 جو بنگریم همه ساله عالمی باشند ز چشم او به نفیر و زدست او به بلا

💡 نفیر بلبلان نگذاشت خوردن چشم نرگس را شبی گر خواب اندر دیده آن ناتوان آمد

💡 از غریو کوس و بانگ نای و غوغای نفیر رستخیز اندر خم طاق معلا افکنند

💡 حیرانیم خموش کند ورنه پیش تو چندان کشم نفیر که حیران من شوی

💡 صدای نفیر زن جنگی در میان میدان نبرد طنین‌انداز شد و باعث شد که تمام سربازان با هیجان به سمت دشمن هجوم ببرند.

💡 فرمانده با صدای بلند شروع به نفیر زن کرد تا سربازان را برای حمله نهایی به سنگرهای دشمن آماده و باانگیزه کند.

💡 سنت‌های قدیمی در زمان جنگ، شامل مراسم‌های خاصی برای نفیر زن و آماده‌سازی روحی جامعه برای مقابله با دشمنان خارجی بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران