نفع داشتن

لغت نامه دهخدا

نفع داشتن. [ ن َ ت َ ] ( مص مرکب ) سودمند بودن. مفید بودن. || مؤثر بودن. اثر بخشیدن: فلان دارو نفع دارد؛ در بهبود و حال بیمار مؤثر است.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) سود داشتن بهره داشتن.

جمله سازی با نفع داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نووى در اينجا از طرف عمر عذرى آورده است كه ((قاضى عياض )) و ديگران آن رانقل كرده اند. حاصل آن اين است كه: عمر در اين مورد به پيغمبر اعتراض نكرد، و آنچه رابه ابو هريره دستور داده بود رد ننمود، ولى ترسيد مبادا مؤ منين با اين مژده، جرىشوند، و ترك عمل بگويند. ازين رو ديد كه پنهان داشتن آن به نفع مؤ منين است و ازابلاغ نكردن به آنها بهتر است. همين معنا بود كه عمر را بر آن داشت تا ابوهريره رامضروب سازد و برگرداند! و نيز همين علت بود كه به پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله -گفت: اين كار را نكن، و حضرت را از مژده دادن مؤ منين به بهشت، بر حذر داشت !!

💡 بارتولومه ریشه خرف را به معنی سهیم بودن و نفع و سود داشتن آورده‌است. از این رو واژه خرفستر از بین برنده سود یا همان جانور زیانکار معنی شده‌است. در زبان فارسی دری از لفظ خستر هم استفاده شده‌است.