نظر یافتن
مترادفها
یافتن، پیدا کردن
متضادها
گم کردن، از دست دادن
لغت نامه دهخدا
نظر یافتن. [ ن َ ظَ ت َ ] ( مص مرکب ) تربیت یافتن. فیض پذیر شدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). بهره یافتن. نصیب بردن. مورد عنایت واقع شدن. طرف توجه شدن. تقرب یافتن:
بوسهل حقیقت به امیر... باز گفته املاک ایشان بازداد و ایشان نظری نیکو یافتند. ( تاریخ بیهقی ص 37 ). و مانک نظری یافت بدین بزرگی. ( تاریخ بیهقی ص 124 ). سخت جوان بود اما بخرد و خویشتن دار تا لاجرم نظر یافت و گشاده شد از بند. ( تاریخ بیهقی ).
داد تن دادی بده جان را به دانش داد زود
یافت تن از تو نظر در کار جانت کن نظر.ناصرخسرو.زود بشتاب تا به فرّخ بزم
یابی از جود شهریار نظر.مسعودسعد.
فرهنگ فارسی
تربیت یافتن ٠ فیض پذیر شدن ٠ بهره یافتن ٠ نصیب بردن ٠ مورد عنایت واقع شدن٠ طرف توجه شدن ٠ تقرب یافتن ٠
جمله سازی با نظر یافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رضا داوری اردکانی یکی از شاگردان فردید در همایش بزرگداشت سید احمد فردید میگوید ترجمههای او از کتب فلسفی غرب بینظیر، روان و گویا بود که نشان از تسلط او به مباحث داشت. او همچنین اظهار میدارد «فردید با این دنیا خیلی سازگار نبود، او با دنیا احساس غربت میکرد چون احساس غربت نشان میدهد که فرد در پی یافتن و درک دیگری است.» به گفته وی، فردید سیاسی نبود و کاری با سیاست نداشت اما به سیاست توجه داشت. «برای ما نگاه فردید و پرسشهای تازه او مهم بود و اینکه فلسفه را نقد میکرد و از شعر و ماهیت آن میگفت. فردید صاحب نظر بود میپرسید و میفهمید و به دشواری میفهماند.»
💡 در ریاضیات، خطیسازی یافتن تقریب خطی یک تابع در یک نقطه معین است. تقریب خطی یک تابع اولین مرتبه بسط تیلور در حول نقطه مورد نظر است. در مطالعه سیستمهای دینامیکی، خطیسازی روشی برای ارزیابی پایداری موضعی یک نقطه تعادل سیستم معادلات دیفرانسیل غیرخطی یا سیستمهای دینامیکی گسستهاست. این روش در زمینههایی مانند مهندسی، فیزیک، اقتصاد و بومشناسی استفاده میشود.