نَسَفی، عمر بن محمد (۴۶۱ـ سمرقند ۵۳۷ق) معروف به مفتی الثقلین، تاریخ نگار، محدث، متکلم، شاعر و فقیه حنفی ایرانی. از کسانی چون ابومحمد اسماعیل تنوخی سمرقندی، ابوالیسر محمد البزدوی و ابوعلی حسن نسفی حدیث شنید و از آنان روایت کرد. در سفرش به حج، با جارالله زمخشری ( ـ ۵۳۸ق) در مکه دیدار کرد. در ۵۳۵ق، به خواست سلطان سنجر سلجوقی، اثری به فارسی با نام بیان اعتقاد اهل سنت و جماعت نوشت. از آثارش: طلبةالطلبه فی الاصطلاحات علی مذهب الالفاظ کتب الحنیفه (استانبول، ۱۳۱۱ق)؛ العقایدالنسفیه (مصر، بی تا)؛ الاشعار بالمختار من الاشعار؛ تاریخ بخارا؛ القند فی ذکر علماء سمرقند (تهران، ۱۳۷۸ش)؛ مشارع الشارع؛ منظومۀ النسفی فی الخلاف؛ المواقیت.
دانشنامه اسلامی
[ویکی نور] نجم الدین عمر بن محمد بن احمد نسفی (537-462ق) از علمای حنفی مذهب است که سمعانی شرح حال او را در کتاب معجم خود آورده است. این شرح حالی است که نویسندگان پس از سمعانی از آن بهره برده و با توجه به اطلاعاتی که از زندگی نویسنده به دست آورده اند، آن را کامل کرده اند. نویسنده از چنان شهرتی برخوردار است که سمعانی در شرح حال او می نویسد: «از آنجا که وی بسیار مشهور است و تألیفات بسیاری دارد، من او را در این مجموعه ذکر کردم». یکی از نویسندگان سده نهم هجری نیز او را «مفتی ثقلین» نامیده است. ابن نجار درباره او و کتاب هایش می نویسند: «او فقیهی فاضل، مفسّر، محدّث و ادیبی ذوالفنون است و کتاب هایی در تفسیر، حدیث و به رشته تحریر درآورده است و شاید شمار نگاشته های او به 100 برسد». کتاب «القند فی ذکر علمای سمرقند» از مهمترین آثار اوست. تفسیر بزرگ «الاکمل الاطول» در چهار مجلد و تفسیر مختصر «التیسیر فی التفسیر» از جمله آثار اوست. ترجمهی فارسی او از قرآن کریم از قدیمی ترین ترجمه های موجود است. کتاب «عقائد النسفیة» او با موضوع توحید و عقاید اسلامی، مورد توجّه و عنایت بسیاری از عالمان قرار دارد. این کتاب در بسیاری از حوزه های علمیه اهل سنّت و به ویژه در دانشگاه الازهر جزو کتب درسی است. از شروح و حواشی بسیاری که بر این کتاب نوشته شد، مهم ترین و مشهورترین آن ها شرح علامه تفتازانی متوفای 791ق است. نسفی علاوه بر آثار مذکور، صاحب تألیفات دیگری نیز هست که از آن جمله است: طلبة الطلبة فی الإصطلاحات الفقهیة
جمله سازی با نسفی عمر بن محمد
💡 ماريه قبطيه در هنگام رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله زنده بود و پس از رحلت آنحضرت، ابتدا ابوبكر و سپس عمر بن خطاب، متولى هزينه زندگى او بودند. اين زنفاضل و متدين در محرم سال 16 هجرى قمرى در مدينه وفات يافت. مردم مدينه از وى،تشييع بايسته و شايسته اى به عمل آورده و او را در قبرستان بقيع دفن نمودند.
💡 و در تفسير عياشى از ابى بصير نقل مى كند كه گفت: به امام صادق (عليه السلام )عرض كردم: عمر بن رياح خيال كرده است كه فتواى تو اينست كه طلاق بدون گواهباطل است آيا او درست فهميده و راى شما همين است يا خير؟ امام فرمود: من نگفتم بلكه خداىتعالى فرموده، به خدا سوگند اگر ما از پيش خود براى شما فتوا دهيم از شما بدترخواهيم بود؛ خداى متعال درباره يهود مى فرمايد: (لولا ينهيهم الربانيون و الاحبار...).
💡 حديث: 1 بهذاالاسناد عن الحسن عن عمر بن ابان عن ابى عبداللهعليه السلام قال من ادمن قراءه سوره مريم لم يمت حتى يصيب ما يغنيه فى نفسه و ماله وولده و كان فى الاخره من اصحاب عيسى بن مريم عليهماالسلام و اعطى فى الاخرهمثل ملك سليمان بن داود عليهماالسلام فى الدنيا.
💡 پس از آن كه على و حسن عليهماالسلام شربت شهادت نوشيدند و نوبت امامت به امام حسين(ع ) رسيد و پيشامد كربلاى او اتفاق افتاد ابن زياد، عمر بن سعد را رياست لشكر داد وخالد نامبرده را پيش آهنگ و حبيب را پرچم دار آن قرار داد. او با همان پرچم از بابالفيل وارد مسجد كوفه شد و اين قضيه از جمله اخبارى است كه دانشمندان و ناقلين آثاربه صحت پذيرفته اند و در ميان كوفى ها مشهور و مخالفى ندارد و از معجزات است.(15)