نزول دادن

لغت نامه دهخدا

نزول دادن. [ ن ُ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، ربح دادن. سود و ربح پولی را که از رباخواره به وام گرفته شده است پرداخت کردن. سود دادن. تنزیل پرداختن. || پولی را به مرابحه دادن. نزول خوردن.
- به نزول دادن پولی؛ به وام دادن و نزولش را گرفتن. پول به مرابحه دادن.

فرهنگ فارسی

تنزیل پرداختن یا پولی را به مرابحه دادن.

جمله سازی با نزول دادن

💡 گرچه يهود عصر نزول قرآن، به محروميت خويش از مواهب اخروى آگاه بودند، ليكن آگاه نبودند كه تناه ثمن جان آدمى، بهشت و مواهب معنوى است: ليس لا نفسكم ثمن إ لاّ الجنّة (1592) ونيز نمى دانستند كه تحصيل منافع پندارى دنيوى در برابر سحر، ثمنى نيست كه در برابر متاع جان انسان قرار گيرد و نيز غاف بود كه اساساً گرايش به فن سحر آموختن و به كار بردن آن به قيمت از دست دادن جان بشر تمام مى شود و اين معامله خسارت زا بود و سودايى بس زيانبار است و كاش آگاه بودند و مى دانستند: ولَبئس ‍ ماشروا به اءنفسهم لو كانوا يعلمون.