ناصری قاجار
لغت نامه دهخدا
ناصری قاجار. [ ص ِ ی ِ ] ( اِخ ) امیر اصلان خان بن محمد قاسم خان بن اعتضادالدوله سلیمان خان قاجار، وی خال ناصرالدین شاه قاجار است و به روایت هدایت چندی از طرف ناصرالدین شاه حکومت خمسه و زنجان داشت و سپس با لقب عمیدالملکی به حکمرانی گیلان رفت. او راست:
دل من در خم آن طره طرار بود
که دل آشوب و دلاویز و دلازار بود
گاه چون سلسله و گاه چو چوگان گردد
گاه چون دایره و گاه چو پرگار بود
گاه ابر است که پنهان رخ خورشید کند
گاه مشک است که بر توده گلنار بود.
رجوع به مجمعالفصحا ج 1 ص 57 شود.
فرهنگ فارسی
امیر اصلان خان بن محمد قاسم خان بن اعتضادالدوله سلیمان خان قاجار وی خال ناصر الدین شاه قاجار است.
جمله سازی با ناصری قاجار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کبریت در ایران برای نخستین بار در زمان قاجار به واسطه گردشگران و جهانگردان خارجی دیده شد. سپس کبریتهای سوئدی و اتریشی بهطور رسمی وارد شدند. میرزا مهدی خانشقاقی از رجال دوره ناصری مینویسد: «اولین دفعه که کبریت به ایران آمد، شخصی به نام «اسماعیل آتش» کبریتها را در دست میگرفت و فریاد میکشید با آتش، آتش درست میکنم.».
💡 در عصر ساسانیان این شهر علاوه بر نامهای ذکر شده به نامهای «رام شهر» و «شهررام» نامیده میشد. در دوره قاجار و از زمان ناصرالدین شاه اهواز را ناصری و ناصریه نامیدند ولی از شهریور ۱۳۱۴ هجری شمسی با تصویب هیئت وزیران اهواز نامیده شد.
💡 حدود سه سال پس از تاجگذاری ناصرالدینشاه قاجار، یعنی در روز ۱۵ جمادیالثانی ۱۲۶۷ ق.، رضاقلیخان هدایت نویسندهٔ کتابهای روضةالصفای ناصری، مجمعالفصحاء و… برای مأموریتی که در خوارزم داشت، به بارفروش (بابل کنونی) آمد تا از این شهر به مشهد برود و از آنجا با کشتی به خوارزم برسد. وی در کتاب مجمعالفصحاء دربارهٔ بارفروش مینویسد: