لغت نامه دهخدا
ناسزاوارکار.[ س َ ] ( ص مرکب ) زشت کار. بدکار. ستمگر:
براندیش از کار پرویز شاه
از آن ناسزاوارکار تباه.فردوسی.
ناسزاوارکار.[ س َ ] ( ص مرکب ) زشت کار. بدکار. ستمگر:
براندیش از کار پرویز شاه
از آن ناسزاوارکار تباه.فردوسی.
زشت کار بد کار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو کاری بینی از من ناسزاوار، به زشتی هم، به چشمِ تو شَوَم خوار.»