ناراستی کردن
مترادفها
کج کردن، منحرف کردن، نادرستی کردن
متضادها
راست کردن، اصلاح کردن
لغت نامه دهخدا
ناراستی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خیانت. ( ترجمان قرآن ). نادرستی کردن. تقلب. تزویر.
فرهنگ فارسی
خیانت تقلب.
جمله سازی با ناراستی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به نظر می آید نویسنده آن فرخمرد بهرامان یک قاضی زمان خسرو پرویز است که در شهر گور و در منطقه جبل انارویه میزیسته و خود و پدرش در دستگاه قضایی ساسانی بودهاند و به اوراق و اسناد بایگانی قضایی دسترسی داشتهاند. وی در مقدمه کتاب نوشتهاست: [میخواستم] با ذکر قوانین چندی، بزرگی و نیکی و استواری قانونگذاران را آن چنانکه از کوشش بشر و نیروی اندیشه و خردِ خدادادهِ آدمی وضع گردیده نشان دهم. باشد که در منکوب کردن دروغ و ناراستی نائل آیم…