ناخن بردل زدن. [ خ ُ ب َ دِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) تصرف در مزاج کسی کردن. ( ناظم الاطباء ). کنایه از تصرف در مزاج کردن باشد. ( برهان ). ناخن به دل زدن. ناخن به جگر شکستن. تأثیر و تصرف کردن در دل کسی: نمیتوان به دل کس بزور ناخن زد چه شد که تیشه فرهاد آهنین چنگ است.طالب آملی ( از بهار عجم ).
فرهنگ فارسی
تصرف در مزاج کسی کردن تاثیر و تصرف کردن در دل کسی.
جمله سازی با ناخن بر دل زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مساءله 29 - كسى كه وظيفه او تراشيدن سر است ولى بر سر موئى ندارد كافىاست تيغ سر تراشى را بر سر خود بكشاند و همين از تراشيدن سر كفايت مى كند واگرچنين كسى مخير بود ميان سر تراشيدن و ميان تقصير كوتاه كردن مو و يا ناخن بر اومتعين مى شود، و اگر موئى حتى بر ابروان خود ندارد و ناخن هم در انگشتش نيست كافياست تيغ سر تراشى را بر سر خود بشكاند.
💡 در خیلی موارد بر روی آنها پنجه نیز قرار دارد و در نخستیها پوشش محافظی به نام ناخن بر روی آنها قرار گرفتهاست.
💡 اگر مویم به ناخن بر، برستی دل من این گمان بر وی نبستی