ناامید گشتن
مترادفها
ناامید شدن، مأیوس شدن
متضادها
امیدوار شدن
لغت نامه دهخدا
ناامید گشتن. [ اُ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) ناامید شدن:
چو گشتم ز گفتار او ناامید
شدم لاجرم تیره روز سپید.فردوسی.که گر او نشستی به خون دست خویش
نگه داشتی دین و آئین و کیش
نکردی به خون سرخ ریش سپید
نگشتی ز بوم و ز بر ناامید.فردوسی.
جمله سازی با ناامید گشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 غرقهٔ این بحر گشتن ناامید وانگهی امید گوهر داشتن