نا کوچیده

لغت نامه دهخدا

ناکوچیده.[ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کوچ ناکرده. مقابل کوچیده.

فرهنگ فارسی

کوچ نا کرده. مقابل کوچیده

جمله سازی با نا کوچیده

💡 جمعیت روستا در سالهای پیش از انقلاب اسلامی ۱۱۷ نفر بود و عمدتاً کسانی را شامل می‌شد که از روستاهای دیگر به آنجا کوچیده بودند. بعد از انقلاب، بر خلاف مورد روستاهای مجاور، جمعیت کلاله کاهش نیافت و بر عکس به ۱۹۸ تن در سال ۱۳۸۵ رسید. یک علت نزدیکی روستا به جاده ترانزیتی است که از کلیبر به کناره رود ارس می‌رود. در حال حاضر ساخت و ساز زیادی در مزارع نزدیک کلاله در جریان است.

💡 مردم این روستا شامل اقوام ترک ( آذری و قزلباش )، سیستانی و فارس هستند. اکثر سیستانی های حاضر در روستا در طی چند سال اخیر به واسطه خاک حاصلخیز و موارد دیگر به این روستا کوچیده اند. جمعیت این روستا حدودا پانصد نفر میباشد.

💡 زبان کهُواری یکی از زبان‌های داردی-از شاخهٔ زبان‌های هندوایرانی- است که پیرامون ۴۰۰هزار گویشور آن در افغانستان و پاکستان می‌زیند. شمار قابل توجهی از کهوارزبانان به شهرهای بزرگ پاکستان چون پیشاور، اسلام‌آباد، لاهور و کراچی کوچیده‌اند.

💡 در واپسین سال‌ها با افزایش کوچ، شمار بسیاری از نطنزی‌ها به شهرهای دیگر از جمله تهران کوچیده‌اند که این خود مایهٔ کاهش جمعیت بومیان منطقه و افزایش کوچ از اقوام دیگر به این شهر شده‌است. بیشینهٔ مردم نطنز که پشت در پشت در این شهر زاده شده‌اند پسوندهای نظری و نطنزی را در پایان نام خانوادگی خود ثبت می‌نمایند.

💡 این روستا پیش ۵۰۰ سال بنا شده‌است، در بیست سال گذشته ساکنان روستای (ذی عین)، به روستای دیگری کوچیده أند، همچنین روستا به حالت مخروبه ومتروک دیده می‌شود. مردم منطقهٔ عسیر امروز با افتخار از نام «ذی عین» یاد می‌کنند، و از اجدادشان که چنین شهری با ساختمان‌های زیبای ساخته‌اند و این آثار برجسته از خود برجای گذاشته‌اند، با فخر یاد می‌کنند.

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
رد دادن یعنی چه؟
رد دادن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز