نا متبحر

لغت نامه دهخدا

نامتبحر. [ م ُ ت َ ب َح ْ ح ِ ] ( ص مرکب ) نااستاد. مبتدی.تازه کار. آنکه تبحر و تخصص در علمی یا فنی ندارد.

فرهنگ فارسی

نا استاد. مبتدی. تازه کار

جمله سازی با نا متبحر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ۱۳۲۹ با خانواده اش به زیارت عتبات رفت و در نجف بیمار شد و روز هفتم ربیع‌الاول همان سال وفات یافت و در وادی السلام به خاک سپرده شد. وی در فقه و اصول بسیار متبحر بود و تألیفاتی از او باقی‌مانده است.

💡 سر جوراه مورمونت جنگجویی متبحر، وارث خلع‌شده جزیره خرس و فرزند لرد مورمونت فرمانده نگهبانان شب است، که به علت فرار از مجازات خرید و فروش غیر قانونی برده به شهرهای آزاد گریخته است.

💡 محدث متبحر و محقق علامه شيخ محمّد بن حر عاملى متوفاى 1104 ه‍ ق. همه روايات اين چهاركتاب را يكجا جمع كرد و رواياتى را از كتب ديگر به آن اضافه نمود و به نام جاويد(( وسائل الشيعه )) در دسترس ‍ عموم قرار داده است.

💡 اختلافات حقوقی ابتدا توسط جرگه‌هایی که در سطح ولسؤالی، شهرداری و قریه تشکیل شده بودند، رسیدگی می‌شد. عده ای از علما و یک فرمانده، اگر قضیه مربوط به مبارزان بود، ریاست پرونده‌ها را بر عهده داشتند. در شهرهای بزرگتر مانند کابل، قندهار، هرات، یا مزارشریف، قضایا توسط یک قاضی متبحر به فقه رسیدگی می‌شود.

💡 هرگاه فقیه و مجتهد متبحری در این کتاب نظر کند آنچه را می‌خواهد همانند مرواریدهایی که به نظم چیده شده می‌یابد. هیچ مطلب مشکل و معضلی نیست که به آن نپرداخته باشد و موجب حیرت علما گشته و مانند آیه قرآن در برابر دیگر سخنان مطرح شده‌است.»

💡 گذشته از آن كه بقيه تاليفات او قوى ترين گواه بر اين است كه عالم به علم حديث وپى گير دقيق در آن است نه تحقق كننده متبحر و شايسته آن بود كه از مرحله اى كهبرايش ميسر بوده فراتر نرود. و شگفت انگيزتر از قولش به تحريف گفته وى درآغاز خطبه كتابش مى باشد كه گويد: