فرهنگستان زبان و ادب
{intercut, intercutting} [سینما و تلویزیون] قرار دادن نما یا نماهایی در مجموعۀ نماهای یک صحنه برای بسط تحولات رویداد
{intercut, intercutting} [سینما و تلویزیون] قرار دادن نما یا نماهایی در مجموعۀ نماهای یک صحنه برای بسط تحولات رویداد
💡 بگفتم این سخن و در برش گرفتم تنگ قضا میان من و او ز هجرکرده حجاب