موم رنگ
لغت نامه دهخدا
موم رنگ. [ رَ ] ( ص مرکب ) به رنگ موم زرد. || موم گون. مانند موم نرم:
نگه گرد جوشن گذاری خدنگ
که آهن شدی پیش او موم رنگ.فردوسی.
فرهنگ فارسی
به رنگ موم زرد.
فرهنگستان زبان و ادب
{encaustic, encaustic painting} [هنرهای تجسمی] فنی در نقاشی که سابقۀ آن به یونان باستان می رسد و در آن رنگ ماده (pigment ) را با موم داغ مخلوط می کنند
جمله سازی با موم رنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دل که اسیر رخ رنگین بود موم شود گر چه که سنگین بود