لغت نامه دهخدا
( مهرآزما ) مهرآزما. [ م ِ زْ / زِ ] ( نف مرکب ) مهرآزمای. آزماینده محبت. که دوستی و مهر را به امتحان گیرد. مهرورز. عاشق. رجوع به مهرآزمای شود.
( مهرآزما ) مهرآزما. [ م ِ زْ / زِ ] ( نف مرکب ) مهرآزمای. آزماینده محبت. که دوستی و مهر را به امتحان گیرد. مهرورز. عاشق. رجوع به مهرآزمای شود.
( مهر آزما ) مهر آزمای. آزماینده محبت
اسم: مهر آزما (پسر) (فارسی) (طبیعت، کهکشانی) (تلفظ: m.-āzmā) (فارسی: مهرآزما) (انگلیسی: mehr-azma)
معنی: ترکیب دو اسم مهر و آزما ( خورشید و آزماینده )، مهر آزمای، آزماینده ی محبت، آن که دوستی و مهر را به امتحان گیرد، مهرورز، عاشق
💡 کنون چشمم ای یار مهر آزمای بدیدار تو کرد روشن خدای
💡 سنجر به سعی دولت او بود دولتی باد سیاستش شده مهر آزمای خاک