لغت نامه دهخدا
معیوب کردن. [ م َع ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) عیب ناک کردن. دارای عیب و نقص کردن. تباه کردن. خراب کردن: وصم؛ معیوب کردن. ( تاج المصادر بیهقی ).
می تنی تاری که جاروبش کنند
می کشی طرحی که معیوبش کنند.پروین اعتصامی.
معیوب کردن. [ م َع ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) عیب ناک کردن. دارای عیب و نقص کردن. تباه کردن. خراب کردن: وصم؛ معیوب کردن. ( تاج المصادر بیهقی ).
می تنی تاری که جاروبش کنند
می کشی طرحی که معیوبش کنند.پروین اعتصامی.
( مصدر ) ۱ - دارای عیب نقص کردن عیب ناک کردن: [ میتنی تاری که جاروبش کنند میکشی طرحی که معیوبش کنند. ] ( پروین اعتصامی. ۲ ) ۱۱۸ - به عیب نقص نسبت دادن.
💡 نوع دیگر اتصال زمین، اتصال زمین ایمنی یا حفاظتی است. از این نوع سیستم حفاظتی در ایجاد ایمنی برای افرادی که بنا به وظیفه شغلی در تماس با تجهیزات سیستمهای الکتریکی و نیز برای افراد جامعه که مصرفکننده نهایی انرژی برق میباشند استفاده میشود. هدف دیگر از این نوع سیستم زمین، محدود کردن خطر آتشسوزی از راه قطع سریع مدار معیوب به کمک وصل بدنههای فلزی به هادی خنثی یا زمین است.
💡 هکرهای حرفه ای، یا به تنهایی کار میکنند یا در آژانسهای دولتی یا ارتش مشغول به کار هستند، میتوانند سامانههای رایانه ای با آسیبپذیریهای فاقد نرمافزار امنیتی مناسب را پیدا کنند. پس از یافتن این آسیبپذیریها، آنها میتوانند سامانهها را با کد مخرب آلوده کرده و سپس با ارسال دستورهایی برای مشاهده محتوا یا مختل کردن رایانههای دیگر، سامانه یا رایانه را از راه دور کنترل کنند. نیاز به یک نقص سامانه از قبل موجود در رایانه مانند محافظت از آنتیویروس یا پیکربندی سامانه معیوب برای کار با کد ویروسی وجود ندارد.