مس کلان
لغت نامه دهخدا
مس کلان. [ م ِ ک َ ] ( اِ مرکب ) نوعی از مس، و بیرونی در الجماهر ص 245 آن را چنین توصیف کرده است: و منه [ من النحاس ] نوع یعرف بمس کلان أی نحاس الحملان ( بار که بر زر و سیم زنند ) فی غایةاللین قلیل السواد فی الاحماء لایصلب الفضة اذا حمل علیها فیقال ان ذلک لذهب فیه. ( از یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
نوعی از مس
جمله سازی با مس کلان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به یک نگاه اروپا بباخت خود را شاه در این قمار کلان تاج و تخت از کف داد
💡 *انتقاد از فساد خرد و کلان ناشی از مدیران ناکارآمد، غیرتخصصی و غیر متعهد
💡 کودکان دایم کلان گردند و بابا پیر و زار چون که کودک شدکلان کی رحم بر باباکند
💡 رسلمانیا ۳۹ ششمین رسلمانیایی بود که در منطقه کلانشهر لس آنجلس (پس از رسلمانیاهای ۲، ۷، ۱۲ و ۲۰۰۰ و ۲۱) برگزار شد.
💡 حسین کلانی و مهدی هاشمینسب بازیکنانی هستند که در پنج دربی مختلف در امر گلزنی موفق بودهاند.
💡 خرد و کلان خوب و زشت بنده و آزاد پیر و جوان شیخ و شاب منعم و مطر