متلون المزاج
مترادفها
دمدمیمزاج، تغییرمزاج
متضادها
باثبات، یکدست
فرهنگ عمید
آن که همواره تغییر اخلاق و تغییر عقیده بدهد، دمدمی.
فرهنگ فارسی
آنکه دایما تغییر عقیده و اخلاق دهد. دمدمی.
جمله سازی با متلون المزاج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بنکس که کارگری در کارخانه نساجی را در پسزمینه خود داشت، در جوامع مناظرات محلی برجسته بود و مهارتهای سخنرانیاش توسط حزب دموکرات مورد توجه واقع شدند. با این حال دیدگاههای انحلالگرایانهاش او را برای پیداش حزب جمهوریخواه مناسب ساخت و بدین طریق سخنگوی خانه نمایندگان ایالات متحده و فرماندار ماساچوست در دهه ۱۸۵۰ میلادی شد. او که همیشه یک سیاستمدار متلون المزاج بود (که به همین دلیل توسط معاصرین خویش مورد انتقاد واقع شد)، اولین سیاستمدار حرفهای (بدون تجارت یا سایر منافع دیگر) بود که به عنوان فرماندار ماساچوست خدمت نمود.
💡 روانشناسان معتقدند که افراد متلون المزاج ممکن است در طول روز با تغییرات ناگهانی در خلق و خو و رفتارهای اجتماعی خود روبرو شوند.
💡 شخصیت اصلی داستان یک مرد متلون المزاج بود که گاهی بسیار شاد و گاهی بدون هیچ دلیل مشخصی دچار افسردگی و غم میشد.
💡 مدیریت کردن یک تیم که در آن اعضا بسیار متلون المزاج هستند، برای مدیران سازمان چالشهای بسیار زیادی را در محیط کار ایجاد میکند.