ماه ملک خاتون. [ م َ ل ِ ] ( اِخ ) دختر سلطان سنجر که در حباله نکاح سلطان محمودبن محمدبن ملکشاه بود. این دختر در حیات سلطان سنجر درگذشت و سنجر عمعق بخارائی را از بخارا طلب کرد تا وی رامرثیه گوید. عمعق بجهت پیری و ضعف از گفتن قصیده مطول عذر خواست و قصیده ای گفت که مطلع آن چنین است: هنگام آنکه گل دمد از صحن بوستان رفت آن گل شکفته و در خاک شد نهان. ( از تذکره دولتشاه سمرقندی چ بریل، ص 64 و 65 ). و رجوع به مجمل التواریخ و القصص متن و حاشیه ص 415 و غزالی نامه ص 297 شود.
دانشنامه آزاد فارسی
ماهْ مَلِک خاتون ( ـ۵۲۴ق) دختر سلطان سنجر سلجوقی. پس از آن که سلطان سنجر در ۵۱۱ق برادرزاده اش، سلطان محمود سلجوقی، را شکست داد مجدداً وی را به سلطنت عراق برگزید و ماه ملک خاتون (مَهْ مَلِک )، دختر خود، را به او داد. اما پس از چند ماه ماه ملک در ۱۷ سالگی درگذشت. سلطان سنجر بسیار تنگدل شد و عمعق بخارایی را از بخارا طلبید تا مرثیه ای برای خاتون بسراید.
جمله سازی با ماه ملک خاتون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توئی آن ماه ملک حسن و خوبی مرا از جان تو ستّارالعیوبی
💡 گر انگشتی زدی بر بینی آن ماه ملک را یک به یک کردندی آگاه
💡 ماه ملک بهار، دختر بزرگ وی، در شرح احوال پدرش مینویسد:
💡 ماه ملک صفاتی و حور فرشته خوی آسایش روانی و آرام جان من
💡 مدح ملک مشرق بهرامشه مسعود آن بدر فلک رتبت و آن ماه ملک مشرب