فرهنگ معین
( لشکرآرایی ) ( ~. ) (حامص. ) آماده کردن سپاه.
( لشکرآرایی ) ( ~. ) (حامص. ) آماده کردن سپاه.
( لشکر آرایی ) تعبی. سپاه لشکر فرماندهی لشکر.
💡 گر به میدان عارض او لشکر آرایی کند در دل عاشق ز عشق او نشیند لشکری
💡 در این هنگام سیدعلی کیا که پیشتر خبر لشکر آرایی امیر نوپاشا را شنیده و آماده رویارویی بود، همزمان با به راه افتادن لشکر رانکوه از راهی دیگر، به رانکوه تاخت و در روزی که امیرنوپاشا در سخت سر خود را آماده تازش به گرمرود میکرد، سیدعلی کیا به چهارده تاخت وکشتاری بزرگ به راه انداخت و امیره محمد را کشت وچهارده را تاراج نمود و به تندی روبه بازگشت به گرمرود نهاد.