لخت و پخت

لغت نامه دهخدا

لخت و پخت. [ ل ُ ت ُ پ ُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) لخت و عور.

فرهنگ فارسی

از اتباع

جمله سازی با لخت و پخت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدن این خارپشت به نسبت گرد است و سطح پشتی آن پوشیده از خارهای انبوه و تیز است. گوش‌های آن مثلثی‌شکل هستند و از خارهای پشت سر بلندتر. در وسط سر بخشی لخت و ۸ شکل دارد. رنگ کلی بدن سیاه دیده می‌شود و رنگ موهای صورت و زیر بدن به رنگ پشت هستند.

💡 مويى صاف و زيبا داشت، نه چندان نرم و لخت و نه مجعد و كوتاه، چون شانه مى زد موهابه صورت راه راه فرو مى افتاد. (و گويند: موهايش بر روى شانه هايش مى ريخت، وبيشتر گفته اند: تا نرمه گوش او بود، و بسا آن را چهار بخش مى كرد و از پس و پيشگوش مى آويخت و گوشها از ميان دو دسته مو نمايان بود، و بسا موها را بر گوشها مىريخت و سپيدى گردنش ‍ مى درخشيد)، و در تمام سر و صورت او بيش از هفده تار موىسپيد وجود نداشت.

💡 و نوح در ابتداء، كشاورز بود و درخت انگور مى كاشت، وقتى شراب خورد و مست شد و درحال مستى لخت و عريان داخل خيمه اش شد، حام كه پدر كنعان باشد عورت پدرش را ديد وبه دو برادرش كه در خارج خيمه بودند خبر داد، پس سام و يافث ردائى (پوششى ) رابه دوش خود گرفته از پشت سر به روى پدر انداختند، و عورت پدر خود راپوشاندند، در حالى كه صورت خود را به طرف پشت برگردانده بودند كه عورتپدر را نبينند.

💡 جمعیت انبوهی از مردان، زنان و کودکان لاغر و نحیف ساحل دریا را پوشانده بودند. همه نگاهشان رنگ‌پریده و گرسنه به نظر می‌آمدند. خیلی‌ها لخت و برهنه بودند. چندین نفر در احتضار بودند.

💡 تعداد ۱۲ سرباز و مأمور دولت عثمانی محمدحسین‌خان را همراه میرزا محمود افخم و پیکارش با دست و کتف بسته، درحالی‌که سوار بر شتر لخت و بدون جهاز بودند، به طرف شهر مراغه که مقر فرماندهی سپاه عثمانی‌ها بود بردند.

اجل یعنی چه؟
اجل یعنی چه؟
لیموی ترش یعنی چه؟
لیموی ترش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز