لخت و لندر

لغت نامه دهخدا

لخت و لندر. [ ل ُ ت ُ ل ُ دُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) لخت و عور. لخت و پتی. بکلی برهنه. مادرزا.

فرهنگ فارسی

از اتباع. لخت و عور لخت و پتی.

جمله سازی با لخت و لندر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مساءله 7 - دو نفر مذكر اگر لخت و عريان در زير لحافى ديدهشوند و بين آن دو قرابت رحمى نباشد و ضرورتى هم اينعمل را اقتضاء نكرده باشد هر دو تعزير مى شوند، و مقدار تعزير آن دو بنظر حاكم است، و نزديكتر به احتياط اين است كه حد را بر آنها جارى سازند ولى يك تازيانه كمتربزنند، و همچنين تعزير مى شود كسى كه پسرى را بلكه حتى مردى يا زنى بالغ يانابالغ را از روى شهوت ببوسد.

💡 بنا بر یک داستان، فتح‌علی‌شاه هر روز عریان به پشت دراز می‌کشید تا زنانش لخت و عریان از روی او سر بخورند.

💡 شيطان گفت: برويد يك بز كوهى را با يك مار سياه بياوريد، رفتند بز و مار راآوردند. شيطان دستور داد، هر دو را بكشيد و خونشان را در يك طشت مخلوط كنيد، آنها هم همينكار كردند. بعد از آن دستور داد بچه را آوردند او را لخت و عريان نمودهداخل آن طشت نمودند و به زير خون ها بردند و خون آلود نمودند و به مادر دادند حجاجشروع به شير خوردن كرد.(472)

💡 شد جگرش لخت لخت و لخت جگرها ریخت ز حلقش به تشت، از اثر سم

💡 فتح‌علی‌شاه ساعاتی را به خوشی صرف آن می‌کرد که زیبارویان حرم لخت و عریان، یک به یک از سرسره (ای که به همین منظور ساخته شده بود) پایین بلغزند و در میان بازوهای آقایشان قرار گیرند و سپس بازی‌کنان در حوض غوطه‌ور شوند.