فرهنگستان زبان و ادب
{leitmotif, leading motive} [موسیقی] ایده ای موسیقایی که در یک قطعۀ موسیقی، معمولاً اپرا، برای تداعی شخص و شی ء و احساس و مانند آن تکرار می شود
{leitmotif, leading motive} [موسیقی] ایده ای موسیقایی که در یک قطعۀ موسیقی، معمولاً اپرا، برای تداعی شخص و شی ء و احساس و مانند آن تکرار می شود
ایدهای موسیقایی که در یک قطعۀ موسیقی، معمولاً اپرا، برای تداعی شخص و شیء و احساس و مانند آن تکرار میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ظاهر سياق مى رساند كه خطاب در اين آيه به مشركين باشد، و با لحن كنايه مىفرمايد:(بگو مى خواهيد بگوييم چه كسى درعمل خاسرتر از هر كس است...) با اينكه منظور خود مخاطبين است، ولى بعد از يك آيهلحن سخن را عوض كرده نزديك به صراحت مى فرمايد: (اولئك الذين كفروا باياتربهم و لقائه ). پس معلوم مى شود كه منكرين نبوت و معاد كه كفر به آيات خدا ولقاء او معرف ايشان است همان مشركين هستند.
💡 جمالالدین اکرمی، خاله سوسکه را نه یک قصه و داستان، بلکه یک متل معرفی میکند که لحن روایی آن، نمایه مسلط بر آن است. وی خاله سوسکه را در ردیف «اتل متل» و « «دویدم و دویدم» برمیشمرد. محمدهادی محمدی و زهره قاینی نیز خاله سوسکه را متل معرفی کرده و اضافه میکنند: «خاله سوسکه از متلهای ویژه کودکان… و قصهای سرگرمکننده و شادیبخش است که تنها برای سرگرمی کودک پدید آمده و آموزههای اخلاقی و آموزشی ندارد»