لب پریدگی

لغت نامه دهخدا

لب پریدگی. [ ل َ پ َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) ( در بشقاب و کاسه و جز آن ) شکستگی مختصر از لب آن.

فرهنگ معین

( ~. پَ دِ ) (حامص. ) شکستگی لبة چیزی.

فرهنگ فارسی

شکستگی مختصر لبه ( کاسه بشقاب و غیره ).

فرهنگستان زبان و ادب

{chip fracture} [ارتاپزشکی] جدا شدن قطعه ای بسیار کوچک معمولاً از لبۀ استخوان

ویکی واژه

شکستگی لبة چیزی.

جمله سازی با لب پریدگی

💡 تهوع، بی اشتهایی، ناراحتی معده، اسهال، سردرد، عقیمی قابل برگشت در مردان و ناراحتی‌های عمومی مانند ضعف و خستگی، رنگ پریدگی، مشکل در بلع، واکنشهای آلرژیک از قبیل تب و راش پوستی.

💡 . غیر شایع و نادر (کمتر از ۱ درصد): آپنه، آمفیزم ریوی، هایپرکاپنی، هایپوکاپنی (افزایش یا کاهش دی‌اکسید کربن خون بیشتر از حد طبیعی)، افزایش فشار خون، افت فشار خون، افزایش ریسک ابتلا به عفونت (سپتیسیس بیمارستانی)، انسداد لوله تراشه، رنگ پریدگی، انقباض عروق، پنوموتوراکس (شامل پنوموپریکاردیوم)

💡 علاوه بر درد بی‌حسی و رنگ پریدگی و در مراحل آخر فلج و نبود نبض شریانی دیده می‌شود.

هیز یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز