لب نور

لغت نامه دهخدا

لب نور. [ ل َ ] ( اِخ )نام دریاچه ای به ترکستان شرقی. ( تاریخ مغول ص 8 ).

فرهنگ فارسی

نام دریاچه بترکستان شرقی

جمله سازی با لب نور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این همه الهام حق با شاه بود ز آنکه او خود نور عین الله بود

💡 509-صحيفه نور جلد:22 صفحه:152 تاريخ سخنرانى: 24/9/57

💡 جوهری از نور خود پیدا بکرد بس دلی کز شوق خود شیدا بکرد

💡 نور منطقه البروجی در ایران باستان، با نام دم گرگ یاد شده‌است.

💡 «از خمیر لطف دل قرص سخن وز تنور نور جان نور و ضیاست »

💡 مخدوم خداوندی شمس الحق تبریز هم نور زمینی تو و خورشید سمایی

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز