لغت نامه دهخدا
لال رگ. [ رَ ] ( اِ مرکب ) سرخ رگ جهنده. شریان.
لال رگ. [ رَ ] ( اِ مرکب ) سرخ رگ جهنده. شریان.
( اسم ) رگ جهنده شریان.
💡 بتی کز وصف او گوینده لالست چه گویم زانکه وصف او محالست
💡 ۱ ژوئیه ۱۸۸۰ : تولد هلن کلر، نویسنده کور و کر و لال
💡 همانا تو دانی که بر من دو سال سرآمد که ماندم زگفتار لال
💡 توئی که در صفت کبریات باشد لال زبان شاه و گدا لااله الا الله
💡 عشق آمد، عشق ازو پا مال شد آن نصیحت گو، لسانش لال شد