قول به تحریف

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] قرآن اصیل ترین و شناخته ترین کتاب آسمانی است که دارای استحکامات قوی می باشد. ادعای تحریف دانستن قرآن قدمتی طولانی دارد که عده ای سودجو و مغرض و فتنه گر همواره بر تحریف قرآن تکیه کرده اند و امروز عده ای که به قرآن ایمان و اعتقاد ندارد اتهام تحریف قرآن را بر علمای شیعه روا می دانند. حوادث صدر اسلام که بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) اتفاق افتاد و بی توجهی به محتوای پیام الهی و حاکمیت ظاهر نگری و قدرنشناسی نسبت به ساحت والای اهل بیت پیامبر زمینه و بستر مناسبی برای گرایش به قول به تحریف قرآن فراهم آورد. از سوی دیگر عدم تعمق و دقت در بیانات ائمه معصومین (علیهم السّلام) هم به این گرایش دامن زد.
مـنـشـا قـول بـه تحریف، روایاتی است که در کتب حدیثی اهل سنت و شیعه آمده است، ظاهر آن روایات، بـه تحریف کتاب دلالت دارد و همواره علما و محققان شیعه و سنی در صدد چاره جویی ایـنگـونه روایات بوده اند این روایات یا سندهای ضعیف و فاقد اعتبار دارند یا دلالت های نارسا و قـابل تأویل در کتب اصولی و کلامی این روایات به طور کلی مردود شناخته شده است علامه شیخ محمدجواد بلاغی در مقدمه تفسیر آلاالرحمان می گوید: در جـمله روایاتی که حاجی نوری در این باره آورده است، روایاتی وجود دارد که هرگز احتمال صدق آنهـا نـمـی رود بـرخـی از نـظـر مـفهوم اختلاف بسیار دارند و به تنافی و تعارض منتهی مـی گـردنـد بـه عـلاوه سند بیش تر این روایات به کسانی باز می گردد که علما آنان را به ضعف گـفـتـار، فساد مذهب و جـفـا در روایت وصـف کرده اند و یا برخی از آن ها به دروغ گویی و دروغ پـردازی شهرت دارند که هرگز روایت از آنان جایز نیست گروهی حتی درباره ائمه حالت تـوقـف داشـتـه و بـا آنـان دشمنی می کردند این اوصاف خود کافی است که روایت این افراد قابل اعتماد نباشد. ایـن جانب با بررسی تمام این روایات، چه منقول از اهل سنت و چه منقول از شیعه، چنین یافتم که ایـن قـبـیـل روایات که مایه طعن بر شریعت است، غالبا مجعول و به دست دشمنان دین ساخته و پـرداخته شده است یا آن که قابل تاویل به وجوه دیگر است و ربطی به مساله تحریف ندارد در این جا لازم است به برخی از این روایات اشاره شود.
روایات اهل سنت
در مـیـان اهـل سـنـت گروهی صرفا به جمع حدیث می پرداختند و کمتر به جنبه محتوا اهمیت مـی دادنـد، یـعـنـی آن چه در نظر این گروه اهمیت داشت جمع آوری گفتار سابقین بود و تمام ارزش را در کمیت و حجم به دست آمده در این راه می دانستند لذا بیش تر کوشش داشتند تا مقدار احادیث به دست آمده آنان، بدون توجه به محتوا، بیش تر باشد از این رو در میان احادیث گرد آمده ایشان، صحیح و سقیم خلط شده است و احیانا مطالب بیهوده بسیاری به چشم می خورد این گروه در گـذشـتـه بـه نـام (حشویه) خـوانـده مـی شـدنـد و امـروزه بـه نـام (سلفیون) (سـلـفـیـون به کسانی گفته می شود که صرفا خود را پیرو سلف (گذشتگان) می دانند و هـرچـه از آن هـا بـرسد، چه راست و چه دروغ، آن را سرلوحه زندگی خود قرار می دهند و هرگز قدرت تشخیص صحیح از سقیم را ندارند و اجازه تشخیص را نیز به کسی نمی دهند اینان امروزه قسمتی از (وهابیون) را تشکیل می دهند.) معروفند چنان که در میان شیعه گروه مشابهی وجود داشته و دارد که بـه نـام (اخباریون) شناخته شده اند بیش تر و شاید تمام روایات تحریف، به دست این گروه جمع، تـدویـن، ثـبـت و ضبط شده است و نباید کار این دو گروه را به حساب محققان و اهل نظر از اهل سنت و شیعه گذاشت اکنون برخی ازاین روایات را در ذیل می آوریم:
← آیـه رجـم
مـتاسفانه مشکلی که این گونه روایات به بار آورده این است که عده ای آنان را باور داشته و ترتیب اثـر داده انـد آنـان معتقد شده اند که بعد از رحلت پیامبر تا موقع خلافت عثمان که یکسان کردن مـصاحف انجام گرفت، آیه ها و سوره هایی از قرآن کم یا بر آن افزوده شده است و این همان تحریف در قرآن است که ضرورت دینی برخلاف آن حکم می کند. یـکی از کسانی که تحت تاثیر اینگونه باورهای ناروا قرار گرفته محیی الدین ابن عربی (متوفای ۶۳۸)، صـاحـب کـتـاب (فتوحات مکیه) است او بر این باور بوده که قرآن دست خوش تحریف گـردیـده، چـیـزهایی از آن کم شده است گوید: (اگر نبود افراد ضعیف دل که زود می لغزند و اعـتـقـادشـان مـتزلزل می شود و حکمت چنین کاری را مجاز نمی شمرد هرآینه روشن می کردم تمامی آن چه را که از مصحف عثمان ساقط شده است). (بـه نـقـل از شیخ عبدالوهاب شعرانی در کتاب (الکبریت الاحمر) که در بیان آرا و عقاید شـیـخ اکبر نوشته و درحاشیه کتاب (الیواقیت و الجواهر)، ج۱، ص۱۳۹، چاپ شده است (چاپ مصطفی البابی ـ مصر ۱۹۵۹ م)). ولـی از هـمـه ناگوارتر، کتابی است به نام (الفرقان) که در عصر اخیر، به دست نویسنده مصری، محمد محمد عبداللطیف معروف به ابن الخطیب، از علمای معروف مصر، نوشته شده است در این کـتـاب این باورهای نادرست جمع آوری شده و بر آن ها صحه گذاشته شده است و به صرف این که در صحاح سته آمده، صحیح دانسته شده است این کتاب در مصر، غوغایی بر پا کرد و مردم علیه آن شوریدند تا آن که دانشگاه الازهر از دولت تقاضای مصادره کتاب را کرد و نسخه های پخش نشده مـصـادره شـد، ولـی در هـمان مدت کوتاه، کتاب اثر سوء خود را گذاشت و در جهان منتشر شد، نـسـخـه هـایـی از آن کتاب در قم فعلا موجود است و اخیرا در تیراژی بالا در لبنان چاپ و منتشر گردید!. نـویسنده این کتاب معتقد است علاوه بر تغییرات و تحریفاتی که پیش از عثمان در قرآن رخ داده است پس از آن نیز، به دست حجاج در دوازده جای قرآن تغییرات اساسی رخ داد و بر خلاف آن چه در زمـان عـثـمـان بـوده، ثـبـت شـده اسـت مـثـلا مـی گوید: در قصه نوح در سوره شعراء (من الـمـخرجین) بود، و در قصه لوط (من المرجومین). ولی حجاج آن را تغییر داد و (مـن الـمرجومین) را در قصه نوح آورد و (من المخرجین) را در قصه لوط که اکنون بر همین منوال است.
قول به تحریف جزایری
...

جمله سازی با قول به تحریف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پذيرش قول به وجود((احباط)) مبتنى بر تاءثير و تاءثر استحقاق عقاب و ثواب بريكديگر است و اين معقول نيست، زيرا استحقاق، امرى اضافى است و امور اضافى درخارج موجود نمى شود وگرنه مستلزم تسلسل است و چيزى كه موجود نمى شود تاءثير وتاءثر آن معقول نيست.(103)

💡 دليل ما بر اينكه نزاع در بداء نزاع لفظى است، اين است كه آنهاييكه منكر آنند، چنيناستدلال مى كنند كه قول به بداء مستلزم تغير علم خداست، وحال آنكه اين استلزام در بداء ما آدميان است، و در ما است كه مستلزم تغير علم است، و امابداء به آن معنايى كه در روايات آمده مستلزم چنين اشكالى نيست.

💡 سيد نعمت اللّه جزايرى در شرح (عيون الاخبار)قول به حرمت را نسبت به اكثر علما داده و قول به جواز را جز به آن سه و بعضى ازمعاصرين خود، به كسى نسبت نداده و با اينحال متبع دليل است و آن اخبار معتبره كثيره است كه متفرقا در اين كتاب ذكر شده و بهبعضى از آنها اشاره مى شود:

💡 بنابراين، قول به اين كه اعجاز بلاغى قرآن روى صرف (آوردنمثل قرآن ممكن و مقدور است، منتها خدا منكران را از آوردنمثل منصرف مى كند و باز مى دارد) است، نه روى خصيصه خود آيات و سور، سخنىناتمام است. قرآن حقيقتا مثل عادى ندارد تا اين كه بخواهدمثل آن را بياورند و امر به آوردن مثل آن، امر تعجيزى است.

💡 فخر رازى از قول قاضى عبدالجبار نقل مى كند: ((منظور از بطلان صدقه بطلان اجر وثواب آن است، زيرا خود فعل صدقه كه زمانش گذشته و منقضى شده است، و اين آيهشريفه قول به ((احباط)) و ((تكفير)) را با صراحت اثبات مى كند)).(90)

💡 قول چهارم اين كه: روح بين جسد و كفن واقع مى شود در اينحال از او سئوال مى كنند. در ميان اين چهار قول به نظر مى رسدقول سوم از همه صحيح تر باشد و بعد از آنقول چهارم اما قول اول و دوم نه با عقل مى سازد نه با منطق.

کیض یعنی چه؟
کیض یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز