قلعه خواجو

لغت نامه دهخدا

قلعه خواجو. [ ق َ ع َ خوا / خا ] ( اِخ ) دهی است از بخش قلعه زراس شهرستان اهواز، واقع در13هزارگزی جنوب قلعه زراس و کنار راه مالرو چهل شبه به آب جهرود. موقع جغرافیایی آن جلگه و گرمسیری است.سکنه آن 118 تن است. آب آن از چاه و قنات و محصول آن غلات، شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان کرباس بافی است. راه مالرو دارد و اهالی در تابستان به ییلاق میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).، قلعه خواجو. [ ق َ ع َ ی ِ خوا / خا ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان بهنام عرب بخش ورامین شهرستان تهران، واقع در 7هزارگزی جنوب خاوری ورامین و سر راه نیمه شوسه جوادآباد. این ده درجلگه قرار گرفته و هوایی معتدل دارد. سکنه آن 770 تن، آب آن از قنات و محصول آن غلات، صیفی، چغندرقند وشغل اهالی زراعت است. تپه ای از آثار قدیم دارد. راه آن ماشین رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان کرجی بخش واران شهرستان فریدن واقع در ۴۱ هزار گزی شمال باختر داران و ۱۲ هزار گزی باختر راه ازنا باصفهان. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است.

جمله سازی با قلعه خواجو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ریزعلی خواجوی معروف به دهقان فداکار روز ۵ اسفند ۱۳۰۹ در روستای قلعه‌جوق شهرستان میانه متولد شد.

💡 قلعه خواجو با دیواره‌های بلند و برج‌های دیده‌بانی خود، نمادی از شکوه و عظمت دوران باستان در این منطقه جغرافیایی بسیار وسیع است.

💡 با بررسی نقشه‌های قدیمی، مشخص شده است که قلعه خواجو در مسیر اصلی تجارت و جابجایی کالاها بین دو شهر بزرگ قرار داشته است.

💡 بسیاری از هنرمندان و عکاسان برای ثبت تصاویر زیبا از غروب خورشید در کنار ویرانه‌های قلعه خواجو به این منطقه سفر می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران