قصر چم

لغت نامه دهخدا

قصر چم. [ ق َ چ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش شهرستان شهرضا واقع در 15500 گزی جنوب باختری شهرضا و 12 هزارگزی جنوب باختری شوسه اصفهان به شیراز. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنه آن 648 تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه، توت و شغل اهالی زراعت و گله داری است و صنایع دستی زنان قالی بافی و گلیم بافی و کرباس بافی است. راه ماشین رو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان حومه بخش شهرستان شهرضا. واقع در ۱۵۵٠٠ گزی جنوی باختری شهرضا و ۱۲ هزار گزی جنوب باختر شوسه اصفهان بشیراز. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است.

جمله سازی با قصر چم

💡 تا پایه‌ای ز قصر محبت نشان دهیم چون صبح چاک دل به فلک برد زینه‌ها

💡 از برهان تبریزی، علاوه بر این کتاب، دو ماده تاریخ هم باقی مانده است: یکی دربارهٔ تجدید بنای قصر «ندی محل» در ۱۰۵۰ق/۱۶۴۰م و دیگری در فتح «اودگیر» در ۱۰۵۳ق/۱۶۴۳م

💡 قصر فیروزه یا قصر دوشان‌تپه یکی از کاخ‌های تهران بود که اکنون اثری از آن بر جا نیست.

💡 بیا ای بانی قصر دل عشاق کز هجرت ز سیلاب سرشک من بنای کعبه ویران شد!

💡 من آزاد شده‌ام و به تو نامحرمم! سلیمان شاکی می‌شود و دستور می‌دهد تا خرم را از قصر اخراج کنند.

💡 با بقای جاودان درین قصر چو خلد باده‌های سلسبیل از لعبت چون حور عین